172
مفرد سُعَدا«توجه» چیزیه که به ما میگه بود و نبودمون فرق داره ... و کاش هر کسی حسش کنه ...
ما که نداریم البته
نوش جون هرکی که داره
قلمراآنزباننبودكهسرعشقگويدباز ورایحدتقريراستشرحآرزومندی
«توجه» چیزیه که به ما میگه بود و نبودمون فرق داره ... و کاش هر کسی حسش کنه ...
ما که نداریم البته
نوش جون هرکی که داره
چقدر باید خوش شانس باشی که بعد از جذب شدن به کسی، بفهمی طرف گرایشش طوریه که تو رو نمیپسنده!
۲۶ سالم بود
توی زندگیم فقط همون یکبار از یه نفر خواستم همهی زندگیم باشه
دو سال بود میشناختیم همدیگه رو
گفت وقت میخوام
دقیقا همین موقع سال بود
کل روزای عید توی فک جوابش بودم
اردیبهشت تولدش بود
بهش گفتم من هنوز سر حرفی که زدم هستم و تا هر وقت بگی منتظر میمونم واسه جواب
خیلی من و من کرد
خیلی آسمون ریسمون بافت
تا صبح حرف زدیم
تهش گفت: اون شب که بهم گفتی، چند شب قبلش برام خواستگار اومده بود
چون میدونستم ناراحت میشی بهت نگفته بودم
الانم که تعطیلات تموم شده
دنبال خرید جهیزیه و مقدمات عقدیم
هیچی
تموم شد
براش یه آهنگ فرستادم و ازش واسه همیشه خداحافظی کردم
یه وقتایی
میدونی رفته
و میدونی چه خوبه که یه آدم اشتباهی نیست توی زندگیت
اما
اونقدر دلگیری
که با خودت میگی
کاش یکی الان کنارم بود
حتی اگر اشتباه ترین آدم بود
آدمیزاد نیاز داره شب یکی رو داشته باشه که حتی اگه لمسش نمیکنه، حتی اگه باهاش حرف نمیزنه، حداقل بهش فکر کنه ... و بدونه اون هم بهش فکر میکنه ...
باید دنبال یه کسی بود که پایه مردن باشه، اونوقت میشه تا قبل از مرگ، باهاش زندگی کرد
"سیما یکی از بچه های دانشگاه بود؛
دوسش داشتم، مثلا.
خیلی شبیه مینا بود، دختر داییم که از تاریکی میترسید.
من هیچ وقت هیچی بهش نگفتم،
اینجوری ام، همیشه هر وقت باید یه کاری بکنم،
هیچ کاری نمیکنم!"
چیزهایی هست که نمی دانی
فردین صاحب الزمانی
و من
هرچند از جنگیدن برای زندگی دست نمیکشم
اما اینجا رو ساختم که توش نق بزنم
دنبال مشاور و نصیحتگر و روشنگر و بالامنبر رونده نیستم
و توان تحمل کامنتای از سر شکم سیری یا مثبت نگری رو ندارم
فقط ترکیبی از خاطرات و تخیلاتم رو ثبت میکنم