آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

2017

مفرد سُعَدا

یه استاد بینمک معادلات اومده سر کلاس بچه‌های ترم ۲ کارشناسی و جلسه اول داره بافندگی می‌کنه که مثلاً من خیلی کول و نمی‌دونم. نمی‌دونم تا کی باید تحملش کنم تا آقای نماینده بیاد و بریم پیش رییس دانشکده. کلاس پشتی نشستم. از شانس خوشگلم هم به محض باز کردن در آسانسور خود رییس دانشکده جلو در وایساده بود.

هر روز بیشتر از قبل باور میکنم اینجا جایی نبود که دوست داشتم باشم

سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ ،ساعت 10:11
مفرد سُعَدا

2016

مفرد سُعَدا

یارو تلفن زده بهم، میگه آقای فلانی، یه خانواده هستن پدر و مادر دندونپزشک، همه چی هم دارن، به من سپردن برا دخترشون یه پسر مناسب معرفی کنم. اگر شما موافق هستید بگید که هماهنگ کنم تشریف ببرید صحبت کنید باهاشون

من یه چیزیم شده یا جدی جدی تقویم ۳۰ ۴۰ سال عقب رفته؟ طرف مغز خر خورده دختر به من بده؟ یا بچه ش عیب و ایرادی داره؟

سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ ،ساعت 0:10
مفرد سُعَدا

2014

مفرد سُعَدا

آقای مدیر صدام کرد و گفت من نیاز دارم بیشتر اینجا باشی خیلی باهات کار دارم. فکراتو بکن ببین میتونی هر روز یه تایمی اینجا باشی یا نه. و یه جوری بهم فهموند که یا باید اینو بپذیرم، یا دیگه نباشم. و انتخاب من واضحه. دیگه نیستم.

یادداشت میکنیم، ۸ ساعت کار در هفته بود به عبارت ۱۴ تومن که از اسفند ماه وجود نداره.

از اون طرف هم دیشب رفتم سایت دانشگاه میبینم استادی که بهم داده بود ۱۸.۲۵، نمره رو یکی آورده پایین و معدل زیر نصاب جذب میاد اینطوری.

همه ش زیر سر اون همکلاسی پروفسورمون هست. ولی کاری نمیتونم بکنم. اینجا یا باید مرد، یا باید کشت. و اون اهل گروه دومه ...

یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴ ،ساعت 11:17