آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

2245

مفرد سُعَدا

پسری که رو دستش گوزن تتو شده و اون یکی که ساعتش پر از ماهی هست سوار میشن و روبروم میشینن.

آقای ماهی به نقشه بالای در نگاه می‌کنه و می‌پرسه: کجا باید بریم؟

آقای گوزن میگه: اون قرمز کمرنگه (منظورش صورتیه). بعد ایستگاه‌ها رو میشمره و به آقای ماهی میگه: ۹ ایستگاه دیگه، یعنی ۹ تا ۳ دقیقه

آقای ماهی یه لبخند کش دار میزنه و میگه: یعنی ۲۵ دقیقه دیگه؟

و این مکالمه ادامه پیدا می‌کنه ...

سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ ،ساعت 15:33