آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1511

مفرد سُعَدا

بله. من آدم تکرارم. آدم باز گفتن و باز گفتن. آدم مرور کردن. احتمالاً چندین میلیارد سال نوری از آخرین باری که به چیز جدیدی فکر کردم فاصله دارم. کهنه شدم. پیرم. فسیلم. یکم دیگه صبر کنم تبدیل به نفت میشم، ولی روزی که سوختهای فسیلی دیگه بیمصرف شدن ...

حرف تکراری

دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ ،ساعت 12:53
مفرد سُعَدا

633

مفرد سُعَدا

یه زمانی ۳ تا کتاب، پای ثابت میز تحریر و کوله‌ی سفرم بودن:

اون دیوان حافظ قدیمه که داداشم بعد ازدواجش برام گذاشته بود و از روش سرمشق خوشنویسی بهم میداد،

اون قرآن جلد سفید کوچیکه که سال تولد من، توی مسابقات کشوری قاتی جایزه ها و یادگاری ها بهش داده بودن و طبق عادت، صفحه اولش رو تاریخ و امضاء زده بود،

و هشت کتاب جیبی‌ای که خواهرم سال اول قبولی دانشگاهش، بهم هدیه داده بود

Life

یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۱ ،ساعت 12:5
مفرد سُعَدا

557

مفرد سُعَدا

آدمیزاده دیگه؛ دلم خواست پست صوتی بذارم...

لینک

شنبه ۶ اسفند ۱۴۰۱ ،ساعت 12:13