633
مفرد سُعَدایه زمانی ۳ تا کتاب، پای ثابت میز تحریر و کولهی سفرم بودن:
اون دیوان حافظ قدیمه که داداشم بعد ازدواجش برام گذاشته بود و از روش سرمشق خوشنویسی بهم میداد،
اون قرآن جلد سفید کوچیکه که سال تولد من، توی مسابقات کشوری قاتی جایزه ها و یادگاری ها بهش داده بودن و طبق عادت، صفحه اولش رو تاریخ و امضاء زده بود،
و هشت کتاب جیبیای که خواهرم سال اول قبولی دانشگاهش، بهم هدیه داده بود