آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1994

مفرد سُعَدا

اینو با چشم خیس می‌نویسم:

دلم برای دراز کشیدن روی خاک، و تماشای بی دغدغه‌ی آسمون، تنگ شده ...

ولی به قول اینفلوئنسرا، من در مورد خاک و آسمون حرف نمی‌زنم ...

خط دوم توضیح اضافه و تو ذوق زننده‌ست؛ ولی فقط به این دلیل نوشتم که یک آدم نوک بینی بین نیاد بگه خب برو دراز بکش و گند بیشتری بزنه تو حس و حال و اعصابی که ندارم!

شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ ،ساعت 21:45