1994
مفرد سُعَدااینو با چشم خیس مینویسم:
دلم برای دراز کشیدن روی خاک، و تماشای بی دغدغهی آسمون، تنگ شده ...
ولی به قول اینفلوئنسرا، من در مورد خاک و آسمون حرف نمیزنم ...
خط دوم توضیح اضافه و تو ذوق زنندهست؛ ولی فقط به این دلیل نوشتم که یک آدم نوک بینی بین نیاد بگه خب برو دراز بکش و گند بیشتری بزنه تو حس و حال و اعصابی که ندارم!