142
مفرد سُعَداوقتی حتی قبولی کنکور دکتری نتونست لبخند به لب و شادی به دلم بیاره ...
قلمراآنزباننبودكهسرعشقگويدباز ورایحدتقريراستشرحآرزومندی
وقتی حتی قبولی کنکور دکتری نتونست لبخند به لب و شادی به دلم بیاره ...
من برای خودم تا حالا تولد نگرفتم، مردم برای وبلاگشون و پیج اینستا شون تولد میگیرن!
دلم واسه وبلاگ ۱۱سالم سوخت ...
حقش بود یکی باشه دلم تنگش بشه گاهی ...
"سیما یکی از بچه های دانشگاه بود؛
دوسش داشتم، مثلا.
خیلی شبیه مینا بود، دختر داییم که از تاریکی میترسید.
من هیچ وقت هیچی بهش نگفتم،
اینجوری ام، همیشه هر وقت باید یه کاری بکنم،
هیچ کاری نمیکنم!"
چیزهایی هست که نمی دانی
فردین صاحب الزمانی
و من
هرچند از جنگیدن برای زندگی دست نمیکشم
اما اینجا رو ساختم که توش نق بزنم
دنبال مشاور و نصیحتگر و روشنگر و بالامنبر رونده نیستم
و توان تحمل کامنتای از سر شکم سیری یا مثبت نگری رو ندارم
فقط ترکیبی از خاطرات و تخیلاتم رو ثبت میکنم