آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

068

مفرد سُعَدا

دلم انقدر گرفته ک دوست داشتم چند روز فرصت نشستن و تکون نخوردن داشتم بدون اینکه کسی سراغم بیاد یا حتی لازم باشه غذا بخورم یا دستشویی برم 😔

سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۸ ،ساعت 14:59

067

مفرد سُعَدا

آدما همیشه دنبال منجی میگردن ...

یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸ ،ساعت 2:4

066

مفرد سُعَدا

روم نشد بهش بگم شانس آوردی به من جواب مثبت ندادی، اونم روش نشد بهم بگه شانس آورده به من جواب منفی داده

 

ولی خب

اینکه توی دنیای به این داغونی، یه نفر از زندگیش راضی باشه، خیلی خوبه

ان شاء الله همیشه دلش شاد و‌ لبش خندون باشه

شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ ،ساعت 7:45

065

مفرد سُعَدا

از اون هفته هاست که با حس اینکه کاش زنده نبودم (با کاش میمردم خیلی فرق داره) شروع شده ...

البته به انضمام گلو درد و سرماخوردگی ...

شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ ،ساعت 7:4

064

مفرد سُعَدا

قسمت میدم…پشت سر من… من مسافر… گریه نکن… گریه نکن…گریه نکن ...

 

شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ ،ساعت 7:3