آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

746

مفرد سُعَدا

خیلی وقتا خاطره‌هامو ناخودآگاه ورق میزنم، دقیقاً همونایی که هیچ وقت ننوشتم به این امید که چیزای خوب جاشون رو بگیرن و فراموش بشن ...

و من هنوز منتظرم ...

کاش یه درخت بلوط بودم روی دیواره‌ی یه دره خطرناک که آدما هرگز بهم نمیرسیدن، اما تنه‌ی کهنه و از درون خالی شده م رو تبدیل به یه کندوی عسل کرده بودم ...

پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲ ،ساعت 1:21