714
مفرد سُعَدانه، نه، و بازم نه
من هرچی خسته باشم، هر چی تحت فشار باشم و فشار مضاعف هم بهم وارد بشه
ممکنه غر بزنم، یا حالت بدترش اینه که سکوت و خود خوری کنم
اما اهل ننه من غریبم بازی در آوردن نیستم
اذیت میشم؛ اما اونی که زیر شکنجه زنده میمونه و شکنجه گرش رو از پا میندازه منم