238
مفرد سُعَداپسره دانشجو پزشکی با یکی از همکلاسیاش دوست بوده، بعد رفته به دختره گفته فلانی رو هم دوست دارم. با دوتاشون قرار گذاشته، بهشون گفته من هوس باز نیستم، میخوام با جفتتون ازدواج کنم که وقتی کوک و گل میزنم و حالم خرابه، تنها نباشید!
واقعا یه آدم چقدر باید شأن خودشو کم کنه که حتی حاضر باشه پای میزی با این پیشنهاد بشینه؟!
من که پسرم خجالت کشیدم