آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

2165

مفرد سُعَدا

قبل از عید بخاطر شرایط جنگی، موسسه تصمیم گرفت باقیمونده کلاس‌های ترم رو (یعنی ۴ جلسه) فشرده و تک جلسه ای آنلاین ببنده. یکی از اساتید که ۶ تا کلاس داشت، به بهونه قطعی اینترنت کلاس تشکیل نداد و چندتا از اساتید دیگه بجاش کلاس رفتن. ولی ایشون حاضر نشده بود حق الزحمه اون اساتید رو بهشون پرداخت کنه و گفته بود هرکس بجای من کلاس رفته غلط کرده!

تکلیف این شد که براش ۶×۴×۲ جلسه غیبت زدن و از حقوق اردیبهشت ماه کسر کردن (البته اینم بماند که ایشون ۳ جلسه جبرانی هم بدهکار بود که کلا مالیده شد)

امروز مدیر مرکز میگه روز اول ترم که قرار بوده مدیرکل موسسه بیاد بازدید، یه لباس حریر پوشیده و با فلان و بهمان اومده، وقتی هم مدیر کل رفته، به یکی از همکارا گفته رییس دست و پاش زود شل میشه.

خبر رسیده سرکار خانم این هفته ۴ بار تو دفتر مدیرکل جلسه داشته باهاش(!) و در نهایت حقوق کسر شده بابت غیبتای اسفند ماه، امروز به حسابش واریز شده

جزییات دیگه ای هم هست که بهتره سراغشون نرم. فقط این نکته جذاب‌تر می‌کنه داستان رو که این خانم با توجه به سابقه کاریش، حقوق غیبتای یه ماهش تقریباً اندازه کل حقوق یک ماهه من بوده که به سلامتی همون مبلغ رو جایزه گرفته :)

چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ ،ساعت 22:12