2149
مفرد سُعَداترجیح میدم بهم بگن بیکار، ولی بیگاری ندم به این عوضیا. من از کیفیت کار خودم خبر دارم، وقتی مفت فروشی کنم، مفت بر جماعت پر رو میشه. کار ارزون و رایگان رو برا کسی انجام میدم که قدر دانی بلده، نه سازمانی که تعهد نیروهاشو حماقت ترجمه میکنه