2144
مفرد سُعَداچند روز پیش فریزر توی انباری رو بردیم تعمیر بشه. چند سالی که نبودیم استفاده نشده بود و الان کار نمیکرد. بماند که تعمیرکار یک ساعت ما رو پای در مغازه ش معطل کرده تا به وعده «ده دقیقه دیگه» اومدنش عمل کنه توی شهری که اول تا آخرش توی یه ربع طی میشه! حالا که اومده یه تیکه لوله مسی آورده میگه فریزر مشکلی نداشت، انگاری یه نفر لوله گازشو با انبردست چیده و تا زده که گازش تخلیه شده و فوقع ما وقع.
حالا تو انباری ای که همیشه درش بازه آدم یقه کیو بگیره؟!