2123
مفرد سُعَدااز امروز و از فردا بدم میاد
از آدمایی که ۱۲ ماه سال یه جورن و فکر میکنن لبخند زدن توی یک روز همه چی رو پاک میکنه؛ عین بانکهایی که نزول میخورن و سالی یه پیام تولد میدن به مشتری که مثلاً بشوره ببره.
کلا اگه میتونستم این چندماه رو از تقویم خودم حذف میکردم
خرداد پر حادثه
تیر بلاتکلیف
مرداد خرماپزون
شهریوری که همه ش بادای نفرت انگیز میاد و سرما میخورم
کلا دوست داشتم واسه زمانی بودم که ساعت و تقویم تو زندگی عادی مردم نبود
تولد مهم نبود
مرگ مهم نبود
فقط خورشید بود و ماه بود و دیروز و فردایی که فقط یه غروب و یه طلوع بود