آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

2118

مفرد سُعَدا

ناصرخان رو گذاشتم جلو خونه خان‌داداش. پیام داده میگه شیشه ماشین رو یادت رفته بود بیاری بالا. بطری الکل داخل داشبورد هم شانس آوردی از گرما، بجای ترکیدن، فقط تبخیر شده

والا روم نمیشه بگم خیلی چیزا رو

من اگه نفس کشیدن و داشتن نبض جزو اتفاقات غیرارادی بدن نبود، همونا رو هم یادم می‌رفت انجام بدم

دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ ،ساعت 0:9