2069
مفرد سُعَدااین همکلاسی سهمیهای ما دیگه حتی فرمت ارائه کارهاش رو از روی من کپی میکنه!
کلا ورزش مورد علاقهاش اسکی هست گویا!
امروز برای اینکه ادای کار جلسه قبل منو در بیاره یهو کاملاً بیربط به موضوع، گفت من اتفاقاً میخوام یک مقاله معرفی کنم که با اجازه خانم دکتر فایلشو بفرستم توی گروه و تموم شد. یعنی حتی یک واژه در مورد اینکه این مقاله چی میگه و چه ربطی به موضوع کلاس داره حرف نزد!
ولی کاراش فیکه؛ من وقتی به چیزی ارجاع میدم در مورد ارتباطش حرف میزنم. در لحظه به ذهنم میاد و میگم. مثلاً امروز سر کلاس چند تا فیلم و اثر هنری و مکان رو اسم بردم و توضیح دادم که چرا اینها ابعاد مختلف موضوع رو برای ما واضحتر نشون میدن
خلاصه گمونم جلسه آینده قراره ایشون به اسکی تابستانی ادامه بدن و به لطف هوش لعنتی مصنوعی، برامون کارگاه آشنایی با آثار هنرهای تجسمی و دراماتیک همزمان بذارن که از من عقب نمونن :))
از کلاس حضوری خوشش نمیاد چون الان وقتی ازش میپرسیم چیزی، واضح مشغول تایپ کردن و خوندن جواب از روی مانیتور میشه. حتی عقلش نمیرسه میکروفون رو خاموش کنه که صدای تایپ کردن رو نشنویم :/