آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

2066

مفرد سُعَدا

میخواستم قبل تعطیلات محرم و شروع ترم جدید برم ولایت و برگردم، ولی با این شرایط کنسل شد. ولی اگر آموزشگاه قطعی اون هفته که برنامه تشییع گذاشتن رو تعطیل اعلام کنه، میرم چند روز.

خبر خوب این می‌تونه باشه که ناصرخان رو همونجا ببرم بازدید گارانتی و تعویض قطعه‌ای که براش شرکت فراخوان زده. خبر بد اینه که به هر حال من تو این سه ماه بابت تعطیلی موسسه خیلی متضرر شدم و باید یه برنامه واسه جبرانش بریزم.

در این مواقع متأسفانه دور و بریای من آدمایی که بشه باهاشون خوب مشورت کرد نیستن. حتی معاشرت با کیفیت و جدی هم سخته باهاشون. یاد یه جلسه ای افتادم که پارسال رفته بودیم با خواهرم. دو تا از مهمونا که سخنرانی داشتن انقد از من گفتن که خواهرم نمیدونست کیو میگن. خب واقعیت هم همینه، من تو زندگی «مفرد سعدای معمولی» ام و واقعا از این خوشحالم. اما اینکه خیلی چیزا رو نمیتونم مطرح کنم با کسی باعث میشه تنهایی هندلشون کنم و فرسوده بشم

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ ،ساعت 15:12