2065
مفرد سُعَدادیروز شدید یاد اون شاگرد دوقلوهام افتادم که مادرشون بندرعباس زندگی میکرد و هر ترم چند جلسه میرفتن اونجا و غیبت داشتن. بعد از اینکه دیگه شاگرد من نبودن، بازم هر دو سه هفته یه سر میومدن آخر کلاسشون پیش من.
هیچ راه ارتباطی ای ندارم برای اینکه از حالشون خبر بگیرم. ولی امیدوارم ترم جدید آموزشگاه که شروع میشه ببینمشون دوباره.
و اینکه ... اگه شرایط اقتصادی اجازه بده ترم بعد باید برای آزمون جامع مرخصی بگیرم یا برنامه م رو خیلی سبک کنم. هرچند همینطوری هم احتمالا ۲ روز از هفته باید کلاسای دانشگاه رو برم و ترجیح میدم بجای شاگردای موسسه، بخشی از زمان رو با دانشجوها سر و کله بزنم