2063
مفرد سُعَدامغزم (که داشت قد میکشید و پوست اندازی میکرد) الان داره خمیازه میکشه و ویندوزش بالا نمیاد! این وسط حضرت استاد تازه یادش افتاد مقاله های کلاس فردا و موضوع یادداشت جلسه رو بگه که زمان کمی دارم برای آماده شدن
پیامدهای حکمرانی غیررسمی زمان جنگ
روی برنامهریزی بعد از جنگ
دلم میخواد اونی که اول ترم به استاد پیشنهاد داد رویکرد کلاس تطبیق پذیری برنامه ریزی با شرایط جنگی باشه رو خفه کنم؛ رساله آبکی خودش رو میخواست چاق کنه، ما رو تو انداخت تو دردسر.