آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

2048

مفرد سُعَدا

خیلی وقتا این شرایط رو به خواب رفتن مغز یا بخار پرفشار داخل جمجمه تشبیه کردم ولی الان یه چیز جدید به ذهنم رسید:

خمیازه کشیدن مغز

البته نه یه خمیازه معمولی! از اون خمیازه‌ها که بچه‌های تازه متولد شده بعد از بیداری می‌کشن: یه خمیازه که باهاش دست و پامو کش بدم؛ البته نه دست و پای خودمو! دست و پای مغزمو باید کش بدم.

الان اینطوری می‌بینمش که یه نوزاد چون سرعت رشد خیلی بالایی داره مدام بدنش نیاز به اون کشش پیدا می‌کنه و انگاری که الان هم مغز من خیلی بیشتر از قبل و با سرعت داره حجیم می‌شه

شایدم نه! فقط پوسته فعلیش خشک و مستعمل شده و می‌خواد اونقدر خودشو تکون بده تا از شر پوست قبلی خلاص بشه و با یه پوست جدید روی خودشو بپوشونه

آره

هرچی که هست انگاری دنبال یه تازگی می‌گرده

جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ ،ساعت 16:40