آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

2046

مفرد سُعَدا

گاهی به حداکثر ناامیدی از آدما میرسم

حس میکنم عضو یه نژاد بودم که منقرض شده و هیچ کس زبونشو نمی‌فهمه

از حرف زدن، از شنیدن، از دیدن، از سایه داشتن خسته م

جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ ،ساعت 15:35