2031
مفرد سُعَدایکی از بچهها تازه دفاع کرده، تلفن زده میگه یه تز هست از مرحله انتخاب موضوع تا انتهاش، من کوردینیت میکنم، تو بنویس.
گفتم نیستم. آب پاکی رو ریختم رو دستش و گفتم مقاله و پایان نامه در هیچ مقطعی برای هیچ کسی نمینویسم
گفت خب تو که تعدیل شدی فعلا بیکاری، اینم پولش خوبه
گفتم از نظر من بیپولی خوب تر از این پول است
خدافذی کرد
نمیدونم بهش برخورد یا چی
ولی مهم نیست