آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

2029

مفرد سُعَدا

یه آپدیت ریز گمونم لازمه

خب

من روز اول جنگ جایی بودم که اولین انفجارها رو با چشم غیرمسلح دیدم

تقریبا یه روز در میون یه جایی این دور و بر رو میزدن

روز چهارم ساختمون کناریمون و روز هفتم هشتم ساختمونای روبرو

چند روز بعدشم یکی از جاهایی که زدنش و خیلی توی اخبار درباره ش حرف زده شد که اونم حدود ۱ کیلومتر از ما فاصله داره

روزای سخت و سنگینی بود

روزایی که هنوزم ادامه دارن و من شخصا بعید می‌دونم تو این شرایط بمونه

اتفاقات زیاد بود

حال ندارم تعریف کنم

به هر حال زندگی ادامه داره و ما هم زنده‌ایم فعلا

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ ،ساعت 0:31