1766
مفرد سُعَدامن از آدمایی که زیاد دورشون شلوغه میترسم!
آدمایی که مثلاً هر آخر هفته یکیو دارن که باهاش برن بیرون، ولی هیچ دو هفته پیاپی یک آدمو نمیبینن!
من از اونایی که تلفنشون در طول روز بیشتر از ۳ بار، برای چیزی جز کار، زنگ میخوره دوری میکنم، احساس میکنم این آدما همیشه وقتی لازم باشه نیستن و وقتی سختی باشه میرن جایی که آسونه
من آدم تنهاییم، نمیگم از تنهایی لذت میبرم، دوست دارم این تنهایی تبدیل به خلوت با تراکم بیش از یک آدمیزاد که خودم باشم بشه، اما سخت از آدما میترسم و دوری رو به دوستی ترجیح میدم
نمیدونم شایدم این پذیرش شکسته، اما به هر حال چیزیه که در ۳۷ سالگی حوصله و ریسک پذیری تغییر دادنش رو ندارم