1102
مفرد سُعَداوایساده بالا سر قبر میگه زن فلان فلان شده ش نمیذاشت
داشتم آب میریختم رو سنگ، گفتم خب داره میگه نه بیا سر مزارم نه به زنم بد بگو
آخه آدم چی بگه ...
جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳ ،ساعت 9:55
قلمراآنزباننبودكهسرعشقگويدباز ورایحدتقريراستشرحآرزومندی