1030
مفرد سُعَدانزدیک خونه ما یه منبع آب قدیمیه که وقتی از خیابون بالای خونه به سمت جنب نگاه کنی، صاف تو چشمه. یهو یادم افتاد به روزی که داشتم از اون خیابون میگذشتم، یه عکس گرفتم و برای یکی از دوستان سابق که خونه شون همینجا بوده فرستادم و گفتم جات خالی، و اون جواب داد: دلم برای هیچ چیز ایران تنگ نیست، نه جاهاش، نه آدماش.
اونروز چقدر ناراحت شدم
اینا زخم نیستنا؛ خراشای کوچیک و بی اهمیتن؛ اما هر وقت به خاطر میان، دل آدم رو میگیرونن ...