آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

651

مفرد سُعَدا

با نوری که تو خونه تابید بیدار و با صدای رعد هشیار شدم

نمی‌دونم اهل کجایی

مثلا میشد الان برات خاطره رو بفرستم و خودم هم زمزمه کنم

دل من مونده پیشت گرچه پاهام مسافره...

پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ،ساعت 5:44