آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

632

مفرد سُعَدا

این دفعه به دور بودن فک میکنم:

مثلا دلم تنگ شده و دوست دارم بیام در حد چند دقیقه هم که شده، حتی از دور و حتی بدون اینکه بفهمی، نگات کنم.

تو مسیرم، مث همیشه یه بکگراند ملایم داره پخش میشه، و من برات روایت صوتی این دیدار یک سویه و پنهانی رو ریکورد میکنم تا وقتی دارم میرم بفرستمش و تو وقتی بشنویش که از پنجره، توی خیابون از پشت میبینیم که دارم ازت دور میشم...

دلتنگیه دیگه! اگه می‌دیدیم و چشماتو به چشمام گره می‌زدی، نمیتونستم برم...

یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۱ ،ساعت 11:11