آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

2178

مفرد سُعَدا

من عصبانی نیستم

خشک مزمنی حس نمیکنم

غم شدید و غیرعادی ای هم ندارم

کلا نمی‌دونم چمه

به غروب جمعه هم ربطی نداره و باهاش حالم خوبه

فقط یه چیزی هست که نمی‌دونم چیه و دوسش ندارم

دنیا خیلی خالیه

انگار همه دارن رد میشن و من تماشا می‌کنم؛ سایه‌های خیال مبهم و گنگ و گس شدن

دوست ندارم دیگه چیزی رو بچشم...

جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ ،ساعت 19:32