آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

961

مفرد سُعَدا

با اینکه از شب بیرون از خونه بودن متنفرم، دوست داشتم الان بودی و من بدون اینکه کسی رو از خواب بیدار کنم، سویچ رو بردارم و بیام دنبالت و تا صبح تو خیابونا بچرخیم و دم صبح بریم بام تهران و طلوع رو تماشا کنیم و بعد برگردیم خونه و بخوابیم ...

هرچند باید تا تصویب شدن تعطیلی شنبه ها به جای پنجشنبه ها صبر کنیم؛ ولی خب شاید اون موقع وجود داشته باشه همچین کسی و همچین شبی هر دومون خلوتی و سکوت و تاریک و روشن خیابونا رو لازم داشته باشیم ...

ولی تا اون موقع وقت داریم پلی لیست همچین شب طولانی ای رو آماده کنیم ...

شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۲ ،ساعت 0:36