816
مفرد سُعَداقابلیت اینو دارم که تا خود صبح توی تاریکی به سقف خیره بشم و از فکر کردن به هر چیزی فرار کنم و آهنگای قدیمی سیاوش قمیشی رو گوش کنم و به هیچ جا هم نرسم...
همه زردی و تباهی، مردن و رفتنِ از یاد ...
قلمراآنزباننبودكهسرعشقگويدباز ورایحدتقريراستشرحآرزومندی