آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

790

مفرد سُعَدا

من و باز مترو خالی از همسفر و اینبار زمزمه ناخودآگاه یه ترانه‌...

من

خالی از عاطفه و خشم

خالی از خویشی و غربت

گیج و مبهوت

بین بودن و نبودن

تازه الان برسم خونه هم تنهام ... شاید تا عصر ...

جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲ ،ساعت 4:23