آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

741

مفرد سُعَدا

راستش

من فقط یه جا حرف کم میارم و زبونم قفل میشه

اونم وقتیه که ببینم کسی که برام مهمه حالش گرفته ست و ندونم چطور میتونم کمکش کنم

اونجا تنها کاری که دلم میخواد اینه که اون آدم بگیرم تو بغلم و بهش بگم که من هستم

یکی از مزایای نداشتن چیزی، دونستن قدر و مشتاق بودن برای ایفای نقششه ...

چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ ،ساعت 12:23