آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

697

مفرد سُعَدا

مثلا اگه من قاضی‌ای با توانایی دادن هر حکمی بودم، خودم رو یک هفته محکوم به کلاغ بودن می‌کردم. نه از ورژنای خوشگل و جوون؛ یه کلاغ پیر بی‌حال که هم گرسنه ست و هم می‌ترسه بره روی زمین و موقع غذا خوردن، یه گربه سه ساله سیاه که پنجه پای چپش سفیده و پاتوقش کنار چرخ عقب سمت شاگرد پراید نوک‌مدادی مدل ۸۶ سر نبش کوچه سوم زمین‌گیر شده‌ست، شکارش کنه.

سه شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۲ ،ساعت 8:53