آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

645

مفرد سُعَدا

ما آدمای پولداری نیستیم، که اگه بودیم خیلی جاهای این قصه متفاوت بود؛ اما همیشه گفتم، جوری زندگی میکنم که این دنیا منت کسی سرم نباشه، اگه هم اون دنیایی وجود داشت، خوردن حق دیگری، خودم و کسایی که دوست دارم رو شرمنده تر از چیزی که هستم نکنه

میتونم یه لیست بلند بالا، با همون کانسپت یادداشت مانیفست زندگی من بنویسم براش؛ ولی اون پر از خاطرات دوست نداشتنیه که ورق زدنشون جونمو میگیره...

چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ،ساعت 12:2