603
مفرد سُعَداعلامه جعفری، در اواخر حیاتش یه بار دعوت شده بود دانشگاه اصفهان. خب خواهر منم اونجا بود و رفته بود سخنرانیش. میگفت نزدیک ظهر شد، مجری برنامه پشت تریبون گفت میریم نماز به امام جماعت جناب علامه، بعدش هم نهار. علامه هم درجا جواب داده بود که: شکم گشنه دین و ایمون نداره؛ اول عزیزان نهار میل کنن، بعد میریم نماز.
خلاصه که منم گرسنه حرف زدنم؛ نمیشه زیر این دیگ آبگوشت طولانی مدت خاموش بشه...
پینوشت: الان یکی میاد میگه تو هم همه ش پلاس بلاگفایی، آزمون مازمون گلی به سر خودت نمیزنی!