565
مفرد سُعَدامن خیلی اهل سال نو نیستم راستش. نه که از اول نبوده باشم؛ فقط از وقتی حس میکنم متوقف شدم، اومدن سال جدید، بجای اینکه برای بوی نویی و تازگی بیاره، انگاری یه سطل رنگ پوستری خالی میشکنه توی «دست نیاوردای» رنگ پریده ام!
یادمه پارسال، یه ساعت مونده به سال تحویل، نشستم اینجا برای خودم یه ایمیل نوشتم و تنظیمش کردم که 1 فروردین 402 برام ارسال بشه، و این روزا، هر صبح که از خواب بیدار میشم، دلم میخواد اگه قراره وضع همینطوری ادامه پیدا کنه، چشمام به جمال اون ایمیل و حرفایی که توش به خود یک سال بعدم زدم روشن نشه ...
چی میشد سوار پرواز بشیم و به سمت غرب بریم و بجای رسیدن به روز قبل، خودمون رو دوباره تو سال قبل ببینیم ...