465
مفرد سُعَداسیگاری جماعت، از یک نوع دردِ مایهداری رنج میبره!
میگه: میکشم و برا خودم ضرر داره؛
دود سیگارم تو هواست، که ارث پدربزرگ پدرمه،
خاکسترش رو زمینه، که این یکی از عمهی اجاق کور مادرم بهم رسیده،
فیلترش هم که با کف کفشی که مال خودمه له میشه!
سختی دیگران نهایتاً اینه که وقتی طرف از کنارشون رد میشه، نفسشون رو توی سینه حبس کنن، که اون رایحه زیبا استشمام نشه! که البته اینم چون باعث تقویت ریه و افزایش زمان زیر آب زنده موندن میشه، جای تشکر و تقدیر داره