1861
مفرد سُعَدامیگه مدیر گروه گیر داده به داده های پایان نامه، فهمیده که خودم ننوشتم، کشونده منو تو اتاقش، گفته نقاب استادیمو برمیدارم و کاسب میشم، ۵ تومن میریزی به حسابم تا دادهها تو اصلاح کنم و بذارم پایان نامه رو دفاع کنی
از ۱۱ شهریور هم پول رو گرفته و جواب تلفن نمیده