1772
مفرد سُعَدابله. همون طور که حدس میزدم سرکار خانم پایان نامه شو داده براش بنویسن که خودش بخوابه و وقتی بیدار میشه دست رو از پیش بگیره که پس بیفته؛ داداش و زن داداش منم نازشو میکشن و با هر اصلاحیه پول میزنن به کارت آقای پایاننامه نویس.
نمیدونم کی قراره بذارن بچه شون بفهمه باید حداقل پول تقلب علمی خودش رو خودش پرداخت کنه و اگه کوتاهی و تنبلی کرده، دست کم طلبکار زمین و زمان نباشه