آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1652

مفرد سُعَدا

خب

رفتم موسسه، جلسه آخر کلاس رو تشکیل دادم، بعد رفتم درمانگاه سرم زدم، و دیگه ساعت ۳ زدیم به جاده

نصف شب هم که رسیدیم، تا ۴ از پادرد خوابم نبرد. ۲ ساعت کلا خوابیدم و بعد رفتیم تشییع و تدفین و مهمونا و ... تا شب که بعد نماز لیلة الدفن برگشتیم خونه

سرما خوردگی بود، یکمی مسمومیتم بهش اضافه شد، و فردا شب هم که باز باید برگردم اون تهرون کوفتی که شنبه صبح برم امتحان فاینال و تصحیح و نمره دهی و باز ساعت ۱ کلاس تا ۵

بعدشم برگردم خونه ای که توش هیشکی نیست

این هر روز مریض شدنای من، یه دلیل عمده ش کم خوابی و اعصابه

این هفته خیلی از کارام عقب افتادم

خیلی خسته م

پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ ،ساعت 23:24