آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1627

مفرد سُعَدا

دلم سکوی بانک ملی روبروی خوابگاه رو میخواد. وقتی حالم اینطوری بود میرفتم ساعت تعطیلی بانک می‌نشستم اونجا و شاید چند ساعت بدون هیچ فکری فقط تردد آدما و ادامه داشتن زندگی رو تماشا می‌کردم.

من الان توازی سکون عمدی و خودخواسته و آزادانه خودم و جاری بودن دیگران رو نیاز دارم ...

یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ ،ساعت 21:23