آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1431

مفرد سُعَدا

بعد از ۱ می‌خوابم، قبل از ۶ پامیشم

۷ صبح میزنم بیرون، ۸ شب برمیگردم

این ره باطله، فردا رو فدای امروز کردن، فرار از فکر و خیال و فشار، بعدش چی؟ هیچی! خودتی و خودت!

در بیابان؟ به شوق کعبه؟

نه، بیابون سر جاشه، سرزنش‌هاش هم هست، ولی این وادی تنها چیزی که نداره کعبه ست ...

دوشنبه ۳ دی ۱۴۰۳ ،ساعت 8:43