آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1357

مفرد سُعَدا

روز مزخرفی بود

مزخرف شروع شد و مزخرف هم تموم شد

من دیگه نمیخوام بین آدمایی باشم که فقط دنبال منفعت و راحتی خودشونن. همیشه با خودم میگفتم اگه تو دادگاهی متهم باشم، بهترین قاضی خودمم، چون از هر کسی بیشتر یقه خودمو میگیرم و تقصیرامو چرتکه میندازم. اما الان فکر میکنم انگاری تنها کسی که تو دنیا این شکلیه خودمم! و این یعنی هرجوری زندگی کنم، هرچند سالم و صادق و سر به زیر باشم، نه تنها بازنده ترم، بلکه بخاطر این باخت از سر درستی، طعنه و کنایه هم باید تحمل کنم ... الان دلم میخواد فحش بدم ولی سالهاست این یه عامل تخلیه روانی رو هم ترک کردم. فقط میتونم قرص بخورم و بخوابم....

شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۳ ،ساعت 22:18