آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

125

مفرد سُعَدا

اگر این مدت یه همراه داشتم توی این خونه، یه نفر پای درد کوفتیم بود، یه نفر فقط نیگا میکرد ببینه چی می‌خوام از زندگی ... اونوقت لازم نبود آرزوی مرگ کنم ...

دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ ،ساعت 14:42