آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1259

مفرد سُعَدا

از صبح گفتم می‌خوام برم بیرون

انقد پایه پیدا نشد که فقط واسه اینکه خودمو برنده نشون بدم، پاشدم لباس پوشیدم و زدم بیرون.

اومدم مترو

کتاب هم آوردم

میرم تا آخر خط و برمی‌گردم

اصن شایدم ۲ بار رفتم و برگشتم

شایدم یه تعویض خط هم برا تنوع داشته باشم

دیوونه م دیگه

چه کنم...

اگه مترو بودید و یه جوون عینکی کچل سرمه ای پوش کتاب به دست دیدید، خونسردی خودتون رو حفظ کنید و با احتیاط ازش فاصله بگیرید

جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 19:13