آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1242

مفرد سُعَدا

یه سری آدما زندگی میکنن، تعدادشون محدوده، به شرایط روزگارشون هم ربطی نداره. به این حد از آرامش و قرار و بقا رسیدن، یقیناً آرزوی هر آدمی هست که موضوع رو درک می‌کنه

یه سری دیگه هستن، زنده ن، تقلا میکنن، با تمام وجود دست و پا میزنن که زندگی کنن، امید دارن، ولی اسیر تنازع برای بقا هستن، با این حال بدو بدو خودشون رو دارن و شاید بدون رضایت ادامه میدن، اما ناراضی هم نیستن

ولی دسته های بعدی فرق دارن

یه گروه استعفا دادن، یه گروه هم کناره گیری کردن یا میکنن

این دو تا یه تفاوت ظریف دارن که آدمای آشنا با نظام اداری و بار حقوقی کلمات باهاش آشنا هستن:

اونایی که استعفا میدن، به کارشون ادامه میدن تاااا وقتی با نبودنشون موافقت بشه

و اونایی که کناره میگیرن، میرن و منتظر هیچ تصمیم و موافقت و مرافقتی نمیمونن

به نظر من

جا به جا شدن بین این گروها، دست کم بین ۳ گروهشون، ممکنه فقط با یه پیشامد ظاهراً ساده، حتی شنیدن یه جمله از زبون دو نفر که دارن با هم حرف میزنن، اتفاق بیفته

ولی خب

کاش آدم ....

همین دیگه.

سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 11:45