آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1241

مفرد سُعَدا

اینو تا حالا هیچ‌جا نگفتم و ننوشتم:

اعتراف میکنم حسم فریاد میزنه که هیچی بلد نیستم؛

نه زبان، نه معماری، نه شهرسازی، نه محیط زیست

یه سری واژه و یه حجم از دانشی که مثل ابر از دور بزرگ و حجیمه و از نزدیک، هر جنبنده ای می‌تونه بی هیچ اثری از توش رد بشه ...

سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 11:31