آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1214

مفرد سُعَدا

مشکل اینجاست که من حتی تخیلاتم برا خر بازی هم تنهایی نیستن!

مثلا الان میثم دقیقا اونور کره زمینه ولی من دلم میخواست اینجا بود و همین الان دوباره با هم میرفتیم تجریش و با بی آر تی تا راه آهن میرفتیم و برمیگشتیم و تو راه حرف میزدیم. تهشم کله صبح حلیم سید مهدی میخوردیم و میومدیم خونه تا لنگ ظهر میخوابیدیم

چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 1:21